|
|
جستجوی فارسی
در گوگل
جستجو در وبلاگ
|
|
|
|
لوگوی من
|
|
|
 |
|
 |
| |
|
|
 |
 |
 |
 |
من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که میدانم به دنیا اعتباری نیست،هیچ نسیت
من که میدانم اجل ناخوانده بیدادگر می رسد
هیچ راه فراری نیست
پس چرا عاشق نباشم؟!!!!
|
|
 |
 |
![]() |
 | | |
|
 |
|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
|
| |
|
|
 |
 |
|
 |
| |
|
|
 |
 |
 |
 |
روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم... تنهایی را دوست دارم...چون بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم...چون تجربه اش کرده ام
تنهایی را دوست دارم...چون عشق دروغین در ان نیست
تنهایی را دوست دارم...چون خدا هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم...چون در خلوت و تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشکهایم را
نمی بیند.

|
|
 |
 |
![]() |
 | | |
|
 |
|
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386
|
| |
|
|
 |
 |
|
 |
| |
|
|
 |
 |
 |
 |
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
می خورد بر سقف قلبم
یاد ایام تو داشتن
می زند سیلی به صورت
باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت
فکر انکه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم
با تو بودم شاه بودم
توی دشت ان نگاهت
گم شدن در خاطراتت
|
|
 |
 |
![]() |
 | | |
|
 |
|
نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386
|
| |
|
|
 |
|
|
|
ساخت و ويرايش قالب توسط
©raz¥Full
|
|
|